الان باید می رفتم کلاسم ولی ترسیدم موضوع یادم بره
دیشب پسرکم همش می خواست سرشو بذاره رو دست من و تلوزیون ببینه
منم شوخیم گرفت و گفتم :"نه امشب نوبت منه سرمو بذارم رو دستت" و خودمو به زور روی بازوی کوچولوش جا دادم
یه کم که گذشت گفت مامان دستم درد گرفت
سرمو برداشتم یهو دیدم جیغ می کشه نگاهش کردم دیدم دستشو گزفته تو بغلش با وحشت جیغ می زنه:"مامان دیدی بادش خالی شد!!!"